شیش

از آسمان خبر آورده اند کرکس ها
که فصل فصل خروج ار قواعد صلح است
به مرگ مرده گی بر صلیب محکوم است
هر آنکسی که در این شهر شاهد صلح است

هوای دهکده سرب مذاب میروید
حکومت خفقان است و سلطه رگبار
شلال گیس درختان بید می جنبند
برادران من و خواهران من بر دار

دلم :تنیده ی کرمیست در نگفتن ها
وطن: بکارت سیبی در آفت افتاده
وطن: شهامت گردانی از جوانمرگی
وطن :تراژدی مرگ زیر سمباده

برادران من این خواهران در زنجیر
سیاهیان فرو رفته در شب اندوه
به جبر معتقدند اکثرن (به بدبختی)
به بسط معتقدند اکثرن (به قبض روح)

لبالب از هیجان پرنده گی مردند
در اصطکاک شن و ماسه کرم خاکی ها
به مرگ مرده گی بر صلیب محکومند
به حکم قاضی بی دادگاه شاکی ها

رفیق من شب ابریت را تعارف کن
به آفتاب دروغین انقلابی ها
حراج مفت نقاب است در نقابی ها
کدام صورتکی را می انتخابی ؟ ها؟

/ 4 نظر / 31 بازدید
یه بچه بمنی

دنیا اینه . . . همه دس میدن ولی دلاشون پر از زخمو کینه تازه خاکی باشی میشاشن روت فکر میکنن زمینی نزنی اونا میزنن وباید بگم شک به چیزی که ندارم اعتماده . . . .

فرزاد محمدی

ای عشق بیا نقاب من را بردار / بگذار کمی شبیه انسان باشم

اشرف گیلانی

وطن :تراژدی مرگ زیر سمباده ممنون از تو همیشه شاعر.[گل]

منم مث تو

حرفای خودمانی بازهم ندین ونشنیدن نقاب جدید امروزی